3-سوخت جامد
موشك هاي با سوخت جامد زياد معمول نيست، و در موشك هاي فضايي از سوخت جامد استفاده نمي شود، زيرا سوخت جامد هم قابل كنترل نيست و هم قدرت آن به قدرت سوخت مايع نمي رسد، در حاليكه از لحاظ تركيب از سوخت مايع ساده تر است و موتور آنها فقط از يك اطاقك احتراق و يك نازل تشكيل شده است.
4- اقمار مصنوعي ( ماهواره ها )
تجزبه نشان داده كه هر جسمي را كه به فضا پرتاب كنيم پس از طي مسافتي دوباره به زمين سقوط مي كند.
5- كشش جوي در آتمسفر
بيشتر اقمار مصنوعي كه به فضا فرستاده مي شوند در مدارهاي بالاتر از ( 20 كيلومتر ارتفاع) از زمين قرار دارند، زيرا اگر آن اقمار پائين تر از 200 كيلومتري باشند، نيروي اصطكاك جو، از سرعت آنها كاسته هر چه پائين تر بيايند،اصطكاك بيشتر سبب توليد حرارت روي پوسته يا بدنه ماهواره مي شود، تا جائي كه ممكن است ماهواره را به كلي بسوزاند. اين عمل درست مانند سنگ هاي فضائي كه به نام شهاب هاي آسماني هستند انجام مي گيرد. يعني درموقع رسيدن شهاب ها به جو زمين گداخته مي شوند و در شب تاريك اين شهاب هاي گداخته در حال سوختن حركت مي كنند كه ما به آنها ستاره دنباله دار مي گوئيم مشاهده مي نمائيم، لكن بايد به اين مسئله توجه كنيم كه اتمسفر يا جو زمين يك مرتبه در يك ارتفاع معين تمام نمي شود، بلكه هرچه ارتفاع از رمين زيادتر باشد، اتمسفر رقيق تر مي شود تا ارتفاع 800 كيلومتري مي رسد كه در آنجا اتمسفر قابل ملاحظه نيست كه به روي سفينه هاي فضائي اثر بگذارد. .
امتياز موشك هاي با سوخت جامد نسبت به سوخت مايع اين است كه سوخت جامد لحظه اي عمل مي كند (اين امتياز در مواقع حمله هاي سريع با موشك هاي هدايت شونده بسيار ضروري است)، چون سوخت جامد را قبلا درست كرده و در موشك قرار مي دهند،در صورتي كه سوخت گيري در موشك هاي با سوخت مايع از قبل امكان پذير نيست، بلكه بايد كمي قبل از استفاده، توسط بنزين و اكسيژن مخصوص به نام (آكسيلانت) سوخت گيري انجام پذيرد، و اين عمل مستلزم صرف وقت مي باشد.
باز هم تجربه نشان داده آن شي مذكور هرقدر با نيروي بيشتر به طرف بالاتر پرتاب شود، سريع تر به بالا رفته و سريع تر به زمين بر مي گردد. اين كارها نشان دهنده اين واقعيت هستند كه ما نيروي جاذبه زمين را به وسيله نيروي سريع تر چند لحظه اي خنثي كرده ايم ( بر نيروي جاذبه غلبه كرده ايم )،پس همين عمل سرعت رمز پرواز در فضا را مجسم مي كند.
حال بيائيد، اين موضوع راتجسم بدهيم كه اگر، چيزي را با نيرو و سرعت بسيارزياد به دورترين نقطه در فضا پرتاب كنيم، اين شي پرتاب شده هنگام برگشت با يك سرعت معين مسير حركت خود را با سطح منحني زمين تطبيق مي دهد، و با همان سرعت در همان ارتفاع باقي مي ماند، و به مسير خود ادامه مي دهد، يعني در مدار اطراف زمين قرار گرفته به نام قمر مصنوعي به دور زمين مي گردد. و درست مانند ماه طبيعي زمين عمل مي كند.
سرعتي كه يك جسم احتياج دارد تا در مدار قرار بگيرد، شتاب مداري نام دارد، و اين سرعت براي مدارهاي مختلف متفاوت است. مثلا اگر بخواهيم جسمي را در مدار 200 كيلومتري از سطح زمين قرار دهيم،آن جسم سرعتي معادل ( 2800 كيلومتر در ساعت) نياز دارد،ولي همان جسم اگر بخواهد در مدار 150 كيلومتري زمين قرار گيرد،سرعت كمتري معادل (25500 كيلومتر در ساعت) نياز دارد،زيرا در ارتفاع بالا اثر نيروي جاذبه زمين كمتر است.
براي اينكه يك ماهواره در مداري قرار گرفته باقي بماند،بايستي سرعت خود را هميشه ثابت نگه دارد، و اگر سرعتش را كم كند از آن مدار بالاتر به مدار پائين و بعد هم به زمين سقوط مي كند و اگر سرعتش را زيادتركند از آن مدار به مدار بالاترمي رود و سقوط نمي كند.
-
یک شنبه 15 فروردین 1389
6:50 AM
نظرات(0)
وصیت نامه ی امام علی (ع) شمارا ،وتمام فرزندان وخاندانم را ،وکساني را که اين وصيت به آنها مي رسد،به ترس از خدا سفارش مي کنم ، واينکه دنيا را نخواهيد،هرچند دنيا پي شما آيد ؛ وغبطه نخوريد بر چيزي از آنکه به دستتان نيامد؛ وبراي پاداش آن جهان کارکنيد؛ وحق را بگوييد؛ وبا ستمکار در پيکارباشيدو ستم ديده را يار؛ خدارا !خدارا!درباره ي يتيمان ،نکند آنان گاهي سير و گاه گرسنه بمانند ،وحقوقشان ضايع گردد! خدارا !خدارا!درباره ي نماز ؛چرا که ستون دين شماست. خدارا !خدارا!درباره ي همسايگان ،حقوقشان را رعايت کنيد که وصيت پيامبر (ص)است. خدارا !خدارا!درباره ي قرآن ،مباداديگران در عمل کردن به دستوراتش از شما پيشي گيرند . خدارا !خدارا!درباره ي جهاد با اموال و جان ها وزبان هاي خويش در راه خدا خدارا !خدارا!درباره ي خانه ي خدا ،تا هستيد آن را خالي مگذاريد ،زيرا اگر کعبه خلوت شود ،مهلت داده نمي شويد. برشما باد به پيوستن با يکديگر ،وبخشش همديگر ،مبادا از هم روي گردانيد، و پيوند دوستي را از بين ببريد. امر به معروف و نهي از منکر را ترک نکنيد که بدي ها شما بر شما مسلط مي گرداند ،آنگاه هرچه خدارا بخوانيد جواب ندهد.
بانام و ياد خدا
-
یک شنبه 15 فروردین 1389
6:46 AM
نظرات(0)
شخصي در يک تست هوش دردانشگاه که جايزه
يک ميليون دلاري براش تعيين شده شرکت کرده
سوالات اين مسابقه به شرح زير ميباشد :
1-جنگ 100 ساله چند سال طول کشيد ؟
الف-116 سال ب-99 سال ج-100 سال د- 150 سال
آ
ن شخص از اين سوال بدون دادن جواب عبور کرد
.
2-کلاه پانامايي در کدام کشور ساخته ميشود
؟
الف-برزيل ب-شيلي ج-پاناما د-اکوادور
-
یک شنبه 15 فروردین 1389
6:46 AM
نظرات(0)
روزى حضرت زينب (س ) از برادر بزرگوار خود امام حسين (ع ) چند مطلب پرسيد كه در ذيل مى خوانيد:
-
یک شنبه 15 فروردین 1389
6:46 AM
نظرات(0)
-
یک شنبه 15 فروردین 1389
6:46 AM
نظرات(0)
بسياري از والدين هستند که از قبل، قوانيني را تعيين مي کنند، اما زماني که نوبت به مرحله اجرا مي رسد، قدري کوتاهي مي کنند.
● به طور موثر با فرزندان در مورد مواد مخدر صحبت کنيد
در دنياي پيچيده و شلوغ امروزي، کمتر اتفاق ميافتد که والدين وقت لازم را براي برقراري ارتباط با کودکان خود در زمينه مواد مخدر بهدست آورند. بايد سعي کنيد در برنامه هاي روزانه خود وقتي را به اين موضوع اختصاص دهيد که تمام افراد خانواده در کنار هم جمع شده و يکديگر را ملاقات کنند. سعي کنيد اين کار را حداقل دو مرتبه در هفته انجام دهيد، مي توانيد در طول اين زمان با آنها بازي کنيد، آنها را به کتابخانه ببريد، و يا با هم به بستني فروشي برويد. اين کار به شما کمک ميکند تا افراد خانواده به يکديگر نزديکتر شده و راحت تر بتوانند در مورد مسائل مختلف با هم صحبت کنند. بد نيست هفته اي يک مرتبه هم که شده جلسات مربوط به خانواده را برگزار کنيد. در اين جلسات هر کس بايد اين موقعيت را داشته باشد که آزادانه و بدون وجود هيچ گونه ترس و واهمه اي تمام نظرات و عقايد خود را بازگو کند. يکسري قواعد کلي نيز در يک چنين جلساتي بيان مي شود: همه افراد حق سخن گفتن دارند، در زماني که يک نفر مشغول حرف زدن است ديگران حق ندارند حرف او را قطع کنند، همه بايد به حرف هاي او گوش دهند و تنها انتقادهاي سازنده و مثبت پذيرفته خواهند شد. براي اينکه آنها را به اين موضوع جذب کنيد مي توانيد قبل از شروع جلسه دور هم پيتزا بخوريد و يا آنها را در حين جلسه بهسمت اعمال کننده قوانين برگزينيد
فرزندان بايد به خوبي بدانند که وقتي شما قانوني را تعيين ميکنيد، قدرت اجراي آن را نيز داريد. اين امر همچنين آنها را در زمان ارتکاب به عمل نادرست مانند نوعي بازدارنده عمل کرده و اجازه نمي دهد تا کار نادرست را انجام دهند.
در عين حال زماني که به قوانين احترام مي گذارند، بايد تشويق شان کنيد و خوشحالي خود را از اين امر نشان دهيد. به جاي اينکه روي اشتباهاتشان تمرکز کنيد، کارهايي را که به درستي انجام داده اند را بزرگ کرده و به خاطر انجام اين امور از آنها قدرداني کنيد.
-
جمعه 13 فروردین 1389
7:28 AM
نظرات(0)
خيلي مشكل است كه رد پاي ايجاد بسياري از سنت هاي قديمي را تعقيب كرد و پي به ريشه و اصل آن ها برد. اما اتفاقاً اين سنت ريشه قطعي و معيني دارد و به صورت يك افسانه زيبا حكايت شده است! روايت شده است كه ساليان بسيار پيش، يك دختر از اهل كشور هلند مي خواسته به همسري يك آسيابان در بيايد كه مرد ثروتمندي نبوده ولي در عوض به خاطر سخاوتمندي و دست و دلبازي خود، محبوب همه مردم بوده است زيرا اين آسيابان هر چه آرد و نان درست مي كرد همه را به فقرا مي داد. وقتي مردم اين را شنيدند چون خيلي اين دو دلداده فقير را دوست داشتند، تصميم گرفتند كه يك كاري بكنند. البته هيچ كدام به تنهايي آدم هاي ثروتمندي نبودند اما فكر كردند كه اگر هر كدام يك چيز كوچك به عنوان هديه عروسي به آن ها بدهند، در اين صورت آن ها هم خواهند توانست، با يكديگر ازدواج كنند. بنابراين هر كدام در حالي كه هديه خود را در دست گرفته بودند، به خانه دخترك رفتند. بعضي ظروف آشپزخانه، بعضي ديگر اسباب هاي ضروري خانه مثل سفره و چراغ و از اين قبيل چيزها آورده بودند. خلاصه وقتي اين مردم مهربان و خوش قلب هداياي خود را به دخترك بخشيدند او توانست به همسري آسيابان فقير در بيايد. بنابراين، اين اولين هديه عروسي بود كه باعث شد كه اين رسم خوب به وجود آمده و تا امروز هم چنان حفظ شود.
تاريخچه كيك عروسي چيست؟
تاريخچه كيك مخصوص عروسي به دوره رومي ها بر مي گردد. در آن روزها، در ميان خانواده اعيان و ثروتمند، يك نوع كيك مخصوص براي جشن هاي عروسي متداول بوده است و عروس و داماد نه تنها خودشان از اين كيك مي خوردند، بلكه از ميهمانان هم با اين كيك پذيرايي مي كردند. بعد، هر كدام از ميهمانان هم يك تكه از اين كيك را بر مي داشتند تا آن ها هم بنابر عقيده اي كه داشتند، در زندگي شان سهمي از اين وفور نعمت و فراواني داشته باشند. بسياري از مردم دنيا در جشن ازدواج شان از كيك عروسي استفاده مي كرده اند. بعضي از قبايل سرخ پوست آمريكايي، انواع مختلفي از كيك عروسي داشته اند كه مي بايستي عروس به داماد هديه كند. در اروپا هم رسم شد كه هر كدام از ميهمانان يك نوع شيريني مخصوص ادويه داري را با خودشان آورده و روي ميز بزرگي كه در وسط سالن عروسي قرار مي دادند، روي هم بگذارند( آنقدر كه يك تپه كوچك از شيريني وسط ميز درست شود). قصه اي نقل مي شود كه يك آشپز فرانسوي از انگلستان عبور مي كرده و وقتي اين رسم خاص را ببيند، اين فكر به خاطرشان مي رسد كه بهتر است به جاي اين كلوچه ها و شيريني هاي كوچولو، يك كيك بزرگ چند طبقه درست كند. بنابراين از اين جا بود كه اين كيك عروسي فعلي به وجود آمد.
-
جمعه 13 فروردین 1389
7:24 AM
نظرات(0)
۱) بهترين و معمولي ترين وضعيت ازدواج اينست که سن پسر کمي از سن دختر بيشتر باشد، يا حداقل مساوي باشند( مثلا ۱ الي ۵ سال). اين به خاطر اينست که مدت باروري در خانم ها محدود بوده و در آقايان نامحدود است. و اينکه قدرت باروي خانم ها زودتر از آقايان شروع مي شود، همچنين نياز است که آقايان قبل از ازدواج، علاوه بر بلوغ جسمي و فکري، به استقلال اقتصادي نيز برسند، که اين به زمان بيشتري نياز دارد. به هر حال اين نسخه غير قابل نقض نيست که در بندهاي بعدي توضيح داده مي شود. ۲) انتخاب همسر يک مسئله چند بعدي است و معيارها و شرايط انتخاب همسر متعدد است. وقتي شما اقدام به انتخاب همسر مي کنيد بايد ۲ مسئله کلي و اساسي را در نظر بگيريد: الف) همسر انتخابي شما مي بايست تمام معيارهاي اساسي و مهم مورد نظر شما را که لازمه يک زندگي توام با خوشبختي هست را دارا باشد (در اين زمينه مقالاتي در بخش مشاوره ازدواج سايت همدردي قرار داده ايم). اين بدان معنا نيست که در تمام اين پارامترها و معيارها صد درصد و کامل باشد، بلکه به اين معناست که حداقل نمره قبولي را داشته باشد. (مانند اينکه شما در رشته تحصيلي بايد همه دروس را پاس کنيد) ب) فرد مورد نظر شما در کل، بايد معدل قابل قبولي در معيارهاي مورد نظر شما کسب کند. يعني اينکه وقتي نمره هر يک از معيارهاي ازدواج را که با هم جمع کرديد، او ميانگين مطلوب را از نظر شما داشته باشد. ( مانند اينست که در رشته تحصيلي خود علاوه بر قبولي همه دروس، نبايد مشروط شويد) اگرچه ممکن است فرد در يک معيار نمره عالي نداشته باشد و نقطه ضعف وي باشد. مثلا دختري که ۲ سال از پسري بزرگتر است، اما در ساير معيارهاي اساسي قوي است، در نتيجه معدل خوبي جهت ازدواج دارد. در ضمن وي در معيار سن هم حداقل نمره قبولي را دارد. ليکن اگر اين دختر با همه معيارهاي اساسي و خوبي که دارد، ۱۵ سال از پسر بزرگتر باشد، با وجود اينکه معدل بالايي دارد، ليکن در يک معيار اساسي رد مي شود و چنين ازدواجي با ريسک بالايي از طلاق يا نارضايتي در زندگي زناشويي همراه مي شود. ( توجه کنيد در اينگونه مسائل انساني با قطعيت صد در صد سخن نمي گويئم). ۳) اختلاف سني دختر و پسر نبايد آنقدر زياد باشد که دوره رشدي آنها متفاوت شود و در علاقه ها، سرگرمي ها، طرز نگرش و بينش و انرژي هاي رواني با هم متفاوت و يا احتمالا درگير شوند. مثلا ازدواج دختر ۱۶ ساله اي را با پسر ۳۰ ساله در نظر بگيريد. در حاليکه دختر در آغاز راه هيجانات، علاقمند به شطينت هاي نوجواني، کوهنوري و جست و خيز و مهماني و .... هست، آن آقا کار و تفکر و مطالعه، فليم و موسيقي و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بيشتر مي پسندد. همچنين ديدگاه آقا توام با تجربه و احتياط است و ديدگاه دختر نوجوان ريسک و فعاليت هاي نو و بديع است. ۵) نحوه تفکر پسر و دختر، نسبت به اختلاف سني در ازدواج (بزرگتر بودن دختر از پسر)، بسيار مهم است. اگر پسري از همان اول با ترديد به بزرگتر بودن خانمش بينديشد. او آمادگي دارد که بعدا با کنايه اطرافيان به هم بريزد و اين مسئله را مرتب به رخ خانمش بکشد. اما در برابر پسري که درگير اين گونه مسائل نيست به سادگي از کنار اين مسئله مي گذرد. همچنين دختري که به اين مسئله (سن زياد) حساس هست. بعدا هر مسئله را در رابطه اشان به خودش و سن بالايش نسبت مي دهد. که اين از آسيب پذيري هاي چنين ازدواج هايي هست. ۶) نظر پدر و مادر عروس و داماد هم در اين زمينه از آنجا مهم است که ممکن است با سخت گيري هاي خودشون منجر شوند که دختر و پسر نظرشان کم کم به هم عوض شود. اگر پسر و دختري به شدت تحت نفوذ والدين خودش هست. معمولا نمي تواند خارج از نظر آنها، دست به چنين ازدواجي بزند.
خلاصه: در تک تک معيارها حداقل نمره را داشته باشد و در جمع کلي همه معيارها، ميانگين مطلوب شما را کسب کند.
۴) نکته مهم بعدي اينست که علاوه بر سن شناسنامه اي بايد به سن و بلوغ عقلي، اجتماعي، فرهنگي و ظاهر وي نيز توجه کرد. بعضي وقت ها دختري ممکن است ۳ سال از پسري بزرگتر باشد، اما با نشاط و انرژي است. و علاقمنديها و تمايلات مشترکي با پسر دارد. لذا علاوه بر سن تقويمي، لازمست که به ظاهر، طرز فکر و نگرش هم توجه عميق شود.
-
جمعه 13 فروردین 1389
7:20 AM
نظرات(0)
داستان علاقه مندي به هنر در نوجوانان و جوانان ما، متأسفانه گاهي در اين حد است که بيش از آن که به اصل هنر و هنرمند بپردازند، به جمع کردن امضاي اين و آن و عکس گرفتن و سؤال کردن هاي بي دليل و بي جا و حتي گاهي مضحک مي پردازند.
هر چند تمام اين گزينه ها از روي علاقه شديد و در موارد زيادي متعصبانه اتفاق مي افتد، به هر حال نيازمند بحث و بررسي است. حال اگر اين عمل از سوي يک نوجوان ١٤-۱۳ ساله انجام شود، تا حدودي توجيه پذير است، اما وقتي همين حرکت از سوي يک انسان ٤٠-۳۰ ساله اتفاق مي افتد، چه بايد گفت؟
متأسفانه در خيلي از برنامه هاي هنري و به خصوص موسيقي، امکان ارتباط مستقيم هنرمند با مخاطب اش خيلي وجود ندارد؛ چرا که تعداد علاقه مندان آن قدر زياد است که باعث آزردگي جسمي و روحي وي مي شود. از سوي ديگر خيل مشتاقان اين انتظار و توقع را از هنرمند محبوب شان دارند.
تلاش براي گرفتن امضا و عکس يادگاري به تنهايي افتخار به حساب نمي آيد، هر چند در مجموع هم به عنوان نشان قهرماني نيست، اما براي آن دسته از افراد که جز علاقه مندي، دخالت ديگري در هنر ندارند، گرفتن عکس و امضا از هنرمند مورد علاقه شان، حتي اگر او با قيافه ي عبوس در کنار آنها قرار گرفته باشد، معادل چنين نشاني است که به زعم آنها، به سادگي به دست نمي آيد!
ديدگاه سطحي نگر، يکي از مهم ترين عوامل اصرار بر گرفتن امضا و عکس - البته از نوع اجباري و بي دليل آن!- و طرح پرسش هاي فاقد وجاهت عقلاني از سوي گروهي است که با وجود علاقه مندي، به چند دليل امکان حضور حقيقي و جدي آنها در عرصه ي هنر فراهم نشده است: ديدگاه و شرايط خانواده، سستي و کاهلي در انجام تکاليف موسيقي و پي گيري نکردن آن با حضور يکي دو جلسه اي، چشم و هم چشمي هاي دوستانه و خانوادگي. شايد در نگاه نخست بررسي روانشناسي اين مسأله، استهزا آميز به نظر بيايد، اما حقيقت آن است که توجه به همين اصول و امور بديهي است که راه را براي رسيدن به موفقيت هاي جامع و امور کلي باز مي کند.
ذهن وسيع گرا و ايده آل خواه به کوچک ترين جزييات توجه مي کند تا در راه رسيدن به پيروزيهاي فردي و عمومي، از وجود آنها استفاده نمايد. ذهن خردگرا آن قدر توانايي نخواهد داشت که راه پر پيچ و خم موفقيت را به پايان برساند.
بنابراين از همين مسأله ي به ظاهر کوچک عکس و امضاي نامناسب -نامناسب از آن لحاظ که وقتي با يکي عکس مي گيري، حداقل طرف مقابل بايد راضي باشد و بخندد!- و پرسش هاي نا به جا، ديدگاه افراد را مي توان دريافت، چرا که آن عکس و امضا يا بعد از مدتي، فراموش مي شود، يا دور ريخته مي شود يا اصلاً به خاطر آن که بايستي به عنوان مدال افتخار به همه نشان داده شود، گم مي شود، آن هم امضاهايي که روي اسکناس و دفترچه ي تلفن و جزوه ي دانشجويي درج شده است!!!
حال آن که آدم ژرف انديش، نگرش عميق اش را در همين جا هم نشان مي دهد که هم خوب تلاش مي کند، هم ذهن اش براي دنبال کردن پرسش هاي منطقي و پر محتوي پويا است و اگر هم عکس بگيرد، مي داند که هنرمندش راضي است و مي خندد، و امضا هم که به طور کلي به درد او نمي خورد، نه به درد اين دنياياش و نه آن دنيا!
-
جمعه 13 فروردین 1389
7:20 AM
نظرات(0)
چقدر به اين واژه يا بهتر بگوييم اين دوران طلايي زندگي فکر کرده ايد؟ آيا متوجه گذر لحظه لحظه هاي زمان هستيد که چطور ثانيه ها و دقايق عمر را با شتاب پشت سر ميگذاريم بي آنکه خودمان متوجه باشيم چه اتفاقاتي در وجودمان رخ ميدهد و چه بلايي سر جواني مان ميآيد؟
تنهايي؛ آغاز کج روي
با جوانان دوست شويد
تعداد محدودي از جوانان به راحتي ميتوانند با والدين خود ارتباط برقرار کنند و رابطه دوستانه خود را با حفظ حرمت پدر و مادر رعايت کنند. اما اين امر تنها و در شرايطي حاصل ميشود که والدين قادر به درک شرايط روحي و اخلاقي جوان باشند و از گذشته هاي دورتر خود را براي جواني کردن با فرزندانشان آماده کرده باشند.
جواني، همان واژه اي است که بي ترديد جز افسوس و آهي براي مسن تر ها و جز افسانه اي دور براي کودکان نيست. گذشته اي که بازگشتي برايش قابل تصور نيست و آينده و افسانه اي که به گمان کودکانه خيلي دور است اما در واقعيت زماني مانند فرداست که خيلي زودتر از آنچه تصور کنيم از راه ميرسد؛ مثل يک شب خوابيدن و بيدار شدن هاي بچگي مان.
به نظر ميرسد شناختن جوان کار چندان دشواري نباشد اگر به نشانه هاي اين دوره از زندگي از زاويه ديگري و با دقت بيشتر نگاه شود.
در حالي که بسياري از بزرگترها آگاهي کاملي نسبت به جواني کردن هاي جديد ندارند و همين عاملي ميشود براي بروز اختلاف ميان دو نسل. جوانان و والدين به طور متقابل، مدام از رفتار همديگر ايراد ميگيرند. گاه والدين فکر ميکنند هرگونه کنترل يا تاثيري را بر فرزند خود از دست داده اند.
جوانان خود ميخواهند پدر و مادرشان مقررات و محدوديت هاي يکسان داشته باشند، در عين حال گاه به شدت از محدود شدن آزادي و تصميم گيري براي خودشان ميرنجند و چه بسا اين رنجش عواقب خطرناکي را در پي داشته باشد.
اما والديني که قادر به تغيير منش هاي سخت گيرانه خويش نيستند بهترين روشي که به آنها توصيه ميشود معرفي افراد بزرگسال جوانِ مورد اعتماد در اقوام و آشنايان براي دوستي است تا تنهايي و عواقب آن که يکي از علت هاي موثر کج روي اخلاقي جوانان است، به سراغ آنها نيايد.
يکي ديگر از زمينه هاي انحرافات اخلاقي که در جوانان مشاهده ميشود؛ ترک تحصيل و از ميان رفتن انگيزه هاي کسب مدارج علميو شغلي است. که به علت مشکل جدايي از والدين، زندگي خانوادگي آشفته، طلاق يا مرگ زودهنگام يکي از والدين در خانواده اتفاق ميافتد، برخي ها نيز آنقدر کمال طلب هستند که از اين که نميتوانند در اين شرايط عملکرد شايسته اي داشته باشند، سرخورده ميشوند. بعضي مدرسه گريزند، اين گروه معمولاً در خانه غمگين و در مدرسه ناموفق اند و ترجيح ميدهند روزشان را با کساني بگذرانند که احساسي شبيه به آن ها دارند.
-
جمعه 13 فروردین 1389
7:18 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



